بعد از تماس با مريخ

ahmadi3

بعد از اتمام اولين تماس ماهواره ای احمدی نژاد با مريخيها، قرار شد از احمدی نژاد و زنش يک عکس ژورناليستی گرفته شود، به سفارش مشاور ايشان، آقای کلهر، قرار شد زن احمدی نژاد هم در کنار او بايستد. گفتگوئی از او و همسرش را در ذيل می گذرانيم.

 احمدی نژاد به زنش: از تلويزيون تماشا کردی،  اين اولين بار بود که يک نفر از زمين با مريخيها حرف می زد!

زنش : آره! آقا محمود. خيلی خوب بود، راستی آون زنه کی بود؟

ا: مگه نشنيدی، می گفت آنجا همه تک جنسی اند؟

ز: يعنی  همه مرد هستند؟

ا: نه بابا، يعنی اصلا مرد وجود نداره.

ز: پس، يعنی يک سياره پر از زن؟ شما چرا تماس گرفتی؟ خوبيت نداشت.

ا: نه بابا، يعنی زنی هم وجود نداره، راستش خودم هم گيج شدم.

 

در اين حين يک خبرنگار خارجی که فارسی خوب بلده وارد میشه،

خبرنگار: آقای رئيس جمهور، آماده ايد!

احمدی نژاد : بله.

خبرنگار: می خواهيد کنار اون چوب لباسی بايستيد؟ بهتر نيست کمی فاصله داشته باشيد؟،

احمدی نژاد: (با تعجب می پرسه) کدام چوب لباسی؟ اينجا چوب لباسی وجود نداره.

خبرنگار: آنکه زير يه حوله سياه هست.

 در اين موقع زن احمدی نژاد با عصبانيت می گيه،

زن احمدی نژاد:  آقا محمود! منظورش منم، يه جوابی بهش بديد ديگه،

خبرنگار: ببخشيد، خانم تازه از حمام اومدن سردشونه، می تونيم يک ساعت ديگه خدمت برسيم.

زن: نه آقا، اين حوله نيست! چادره، اگر زن خاتمی ام بودم همين رو می گفتی؟!

خبرنگار: من تا حالا زن ايشان را نديده ام، مگر ايشان حوله سرشان می کنند؟

زن : اولا اين حوله نيست چادره! به اين ميگن سيمای عفاف آقا، حجاب يعنی اين. خدا اون روز رو نياره که کسی توی نظام مقدس جمهوری اسلامی بی حجاب باشه؟! حالا آقای خاتمی با تعامل برخورد می کنند شما سوء استفاده نکنيد آقا!

خبرنگار: منظوری نداشتم، ولی راستش با اين حوله، نه نه چادر، چيزی از صورتان معلوم نيست. ممکن کسی فکر کنه آقای رئيس جمهور با کس ديگری عکس گرفتن.

 

زن : اشکالی نداره، بهتر!

در اين موقع احمدی نژاد عصبانی ميشه و خبرنگار رو بيرون می کنه و ..

احمدی نژاد: منظورت چي بود از اينکه گفتی بهتر؟ همينکه اجازه دادم با مرد غربيه حرف بزنی، بلبل زبون شدی! اگر جلوتو رو نگرفته بودم چندتا جوک احمدی نژادی هم می گفتی!

زن: خوب ، نه آقا محمود، فکر کردم بهتره، شما نمی دونيد اين جوکهای احمدی نژادی چقدر محفل

پرکنه اقا!

احمدی نژاد: بفرما! چند دفعه گفتم زن نبايد سياسی حرف بزنه؟ سياست برای زن مثل بی حجابی مي مونه، ببين توی کشورهای استکباری چطور بی حجاب هستند، بخاطر اينکه تو سياست دخالت می کنن.

زن: راستی آقا محمود، امروز قبل از اينکه بيام دخترت داشت درباره مردسالاری حرف می زد، می گفت دوستاش خيلی درباره اينجور چيزها حرف می زنند.

احمدی نژاد : ديگه لازم نيست آون دختر رو بفرستی توی اون مدرسه، اين دخترهایی که از مردسالاری حرف می زنن، دنبال مردسوارین.

زن: بابا مگه بده، دخترمون از داماد آينده سواری بگيره! بابا دختر رئيس جمهور بايد بلد باشه.

احمدی نزاد: خوب، برای دخترمون بد نيست ولی پسره چی؟ يه وقت نکنه بخواد با يکی از اين دوستهای خواهرش ازدواج کنه؟!

زن: آقا محمود، دخترت می گه، خيلی از دخترها هستند، سن و سالشون بالای چهل ساله ولی ازدواج نمی کنن، ميگن ما نمی خواهيم با هر کچلی ازدواج کنيم، شايد پسره مثل احمدی نژاد ديونه باشه! انوقت چکار کنيم؟

احمدی نژاد:  در مورد من هر بد و بيراهی که میگن، تو بايد تکرار کنی؟ زن، اين دخترها سياسی شدن، برای اينها پشمی به کلاه مرد باقی نمونده، اينها بهانه است تا از بين پسرهائی که با هاشون لاس می زنن يکی پيدا شه ازدواج کنه.

زن: خيلی ساده ای اقا محمود، بعضی دخترها رفتن توی اينترنت جمعيت نسوان راه انداختن، گروه سياسی، ميگن هرچی تا حالا مرد انجام داده بدبختی بوده، بايد زنها کشور رو بگردونن.

احمدی نژاد: خوب، حالا همه می خوان سرنگون کنن، زنها از نظام می ترسيدن که حالا جزء سرنگون کننده ها شدند. اين خبرنگار کجاست بگو بياد عکس بگيره، با هين چوب لباسی!

برچسب‌ها:

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.